Wednesday, June 28, 2006
جهنم...

Thirsty.GIF


اینجا گرمه. دو سه روزه که کرمان عین جهنم شده. از بس ماءالشعیر و رانی و آب معدنی خوردم، شدم یه تانکر حمل مایعات. کولر شرکت خرابه. من از گرما متنفرم. حالم خیلی بده. از چهار ستون بدنم عرق میریزه.
اینجا گرمه...
...
..
Monday, June 26, 2006
غصه اش غصه ام را صدچندان کرد؛
گریستم...

گفت:
اشک بیهوده مریز این همه از دیده، وحید
گرد غم را نتوان شست به طوفان از من

گفتم:
گر قرار است که طوفان شوم و سیل هلاک
نگذارم بنشیند به تنت گرد غمی

خدایا، چه مسئولیت سنگینیست. توانم بده تا شانه هایم زیر این بار خم نشوند...
...
..
Wednesday, June 21, 2006
التماس...

گفتم تو شيرين مني
گفتا تو فرهادي مگر؟

گفتم خرابت ميشوم
گفتا تو آبادي مگر؟

گفتم ندادي دل به من
گفتا تو جان دادي مگر؟

گفتم ز کويت ميروم
گفتا تو آزادي مگر؟

گفتم فراموشم مکن
گفتا تو در يادي مگر؟

گفتم خموشم سالها
گفتا تو فريادي مگر؟

گفتم که بر بادم مده
گفتا نه بر بادي مگر؟
...
..
Sunday, June 18, 2006

دلتنگی...

paint2A.jpg

لبخند بزن تازه کنی بغض بنان را
بخرام برآشفته کنی فرشچیان را

تلفیق سپید و غزل و پست مدرنی
انگشت به لب کرده لبت منتقدان را

دلتنگی حزن آور یک کهنه سه تارم
برگیر و برآشوب و بزن جامه دران را

معراج من این بس که در این کوچه بن بست
یک جرعه تنفس بکنم چادرتان را

ای کاش در این دهکده پیر بسوزند
هرچه سفر و کومه و راه و چمدان را

شاید تو بیایی و لبت شربت گیلاس
پایان بدهد این تب و تاب، این هذیان را

معشوق غزلهای منی بی برو برگرد
نگذار کسی بو ببرد این جریان را
"مرحوم"

پ.ن : فقط دلتنگی
پ.ن2 : نقاشی تزئینی نیست!
...
..
Monday, June 12, 2006
دنیای رنگی من

color


من آدم غمگینی نیستم. دنیای من یک دنیای خاکستری نیست. من هم مثل همه رنگها رو دوست دارم. من هم زیبایی رو دوست دارم چون خدای من زیباست.
من خوشبختم:
چون خدا رو دارم
چون مادرم رو دارم
چون پدرم رو دارم
چون شیرینم رو دارم
چون آزاده رو دارم
چون ساناز رو دارم
چون حمید رو دارم
چون دانیال رو دارم
چون جاوید رو دارم
چون حسین رو دارم
چون علی رو دارم
...

اینجا رو اینجوری ساختم که گاهی یادم بیاد یه روزی اسمم رو روی یک کاغذ، سیاه و سفید مینویسند.
مرحوم وحید ناظمی
ولی تا اون روز:
زنده باد زندگی
زنده باد همه کسانی که دوستشان دارم
زنده باد همه کسانی که دوستم دارند
و...
زنده باد همه رنگهای زیبای دنیا...

یا حق
...
..

Saturday, June 10, 2006
Viva England !
















اینقدر این تیم لعنتی انگلیس رو دوست دارم که موندم اگه قرار باشه تیم ایران مقابل تیم انگلیس بازی کنه طرفدار کدوم یکی باشم.
پس عجالتاً زنده باد انگلیس.
...
..
Saturday, June 03, 2006
همه راهها به ISP ختم میشود
یا
چرا اینترنت گران شد


























و اما ناقلان اخبار و طوطیان شکّر شکّن شیرین گفتار چنین حکایت کنند که در میان بلاد مملکت پارس، بلدی بود کرمان نام؛ به این گُندگی. آباد و زیبا با مردمانی همچون گُل. همه جا عدل و داد بیداد میکرد. (از فرودگاه بگیر تا جنگل قائم) گلها و ریاحین به غایت خویش بودندی و بلبلان بر شاخسار آواز همی خوانندی (خداییش خودم موندم این کلمه از کجا اومد). و اما این بلد کبیره جوانانی داشت به چهره یوسف و درایت افلاطون که به تازگی ملعبه ای یافته بودند اینترنت نام که میتوانستند در آن بیاموزند و بتفریحند و گل گشت بزنند. (و حتی کارهایی بی ناموسی مانند چَتیدن انجام دهند). و اما سرچشمه این آب حیات اینترنت شرکتهایی چند بودند تباشیر نام و راه آینده نام و قس علیهذا...
در بادی امر این آب حیات مختص آن دسته از ما بهتران بود که پدرانشان بر مرکب بنز و آکورد جلوس میکردند و با این ملعبه جدید بر خلق الله فخر میفروختند.

بیت:
گر بر سر نفس خود امیری مردی
گر بر دگری خُرده نگیری مردی

القصه؛ جوانان دیگر دندان بر دندان ساییدند و رایت اعتراض برداشتند که : هووووووی، پس ما چی؟
اینگونه بود که شرکتهای توضیع کننده آب حیات دست از سختگیری و مال پرستی برداشتند و اینترنت را در قالب کارتهایی به درون کامپیوترهای خلق الله سرازیر کردند. مدتها گذشت و طومار استفاده کنندگان این آب حیات روز به روز دراز تر و دراز تر میشد و شرکتهای توضیع کننده هم قیمتها را پایین تر و پایین تر می آوردند. تا اینکه کار به جایی رسید که جوانان برومند مبلغ 1500 تومان وجه رایج مملکت را میدادند و به مدت نیمی از شبانه روز اینترنت میخریدند.
اوضاء خوب بود و همه راضی. سرعتها بالا بود و قیمتها پایین و جوانان این بلد شریفه هنگام قنوت نماز شب میخواندند:
اللّهم اغفر مهندس سلطانی الراه آینده و مهندس النجفی التباشیر و قس علیهذا...
و اما ناگهان ابلیس پرتلبیس هزار چهره مملو از نیرنگ در قالب حوری وشی زیبا بر عده ای مجهول الهویه ظاهر شد و گفت : آخه عزیز من، دلبرکم، دور اون چشمات بگردم، حیف نیست اینترنت به این نانازی رو میدی مفت؟ آخه تو این دور و زمونه با 1500 تومن یه آبنبات دستت میدن؟ آخه عزیز من این که نشد کار...
دوستان گرامی ما هم که مثل همه ما میدانستند پول چه حلوای شکرینیست گفتند: راس میگه ها...
و این گونه شد قیمتها بالا رفت و جوانان برومند این بلد شریفه باز زانوی غم بغل گرفتند و در فکر شدند که چگونه پدر محترم خویش را بتیغند.
ما که راوی این داستان بودیم نفهمیدیم که چرا در تمام ممالک کره ارض قیمت ارتباطات و کامیونیکاسیون مرتب در حال نزول است و در مملکت گل و بلبل ما در حال صعود. خب لابد همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. حالا که الاماشاالله در همه زمینه ها سیر صعودی داریم، حیف است در این یکی دچار نزول شویم...
الله اعلم بکلّ امور
وسلام علی محمّد و آله الطاهرین
...
..

پ.ن : تنی چند از جوانان بلد شریفه کرمان هم سطری چند در این باره در جراید الکترونیکی خود گراور کرده اند که توصیه اکید دارم آنها را هم بخوانید...
علی اصغر
جاوید